تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

فور مای لاو سینما | اخبار | اکبر عالمی:مستند «شرقی» به طرز جنون آمیزی سرشار از عنصر پژوهش است

مراسم معرفی و نشست خبری فیلم مستند شرقی روز دوشنبه پانزده خرداد با حضور جمعی از اصحاب رسانه برگزار شد
اکبر عالمی در آغاز گفت: باید همه فیلم های مستند را به مثابه پژوهش نگاه کرد و چنین بنظر می رسد که مستند برای اندیشمندان است و نه آنها که به سینما به عنوان سرگرمی نگاه می کنند. یکی از قوانین سینما، جذابیت است و دور از ذهن است که این فیلم چنین باشد چون این قبیل فیلم ها برای اندیشیدن است. مستند «شرقی» به طرز جنون آمیزی سرشار از عنصر پژوهش است و همه ما در محضر پژوهش، سر تعظیم فرود می آوریم.
در این مراسم اکبر عالمی گفت:  برخی فیلم ها ارزش آن را دارند که در کتابخانه ما در کنار کتابهای بزرگ قرار بگیرند چنانکه من این قفسه را در کتابخانه ام دارم و فیلم (شرقی) مسعود طاهری این ارزش را دارد که در این قفسه قرار گیرد و اگر روزی دیسک دی وی دی  این فیلم به دستم برسد با افتخار ان را در این قفسه قرار خواهم داد.
اکبر عالمی گفت:  خود من به شخصه  از این فیلم چیزهای تازه و زیادی یاد گرفتم و این برای من خیلی ارزشمند است.
وی همچنین به تلاش کارگردان در به سخن آوردن منابع آرشیوی اشاره کرد و گفت : من می فهمم مسعود طاهری چه کار کرده و آن را می ستایم  چون سختی این کار من بیشتر از همه درک می کنم 
اکبر عالمی گفت: اینکه صد و سی دقیقه بدون بازیگر سوپراستار و حتی بازیگر معمولی بدون دکور بدون ابزارهای دیگر مخاطب جذب کنی  و سعی کنی مخاطب خود را پای فیلمت نگه داری کار بسیار دشوار و سختی است که مسعود طاهری سعی کرده از پس آن بربیاید.
او گفت: فیلم سعی کرده ژاپنی ها و یک فیلسوف ژاپنی را به بشناساند و من به تلاش کارگردان در این زمینه احترام می گذارم
بنابر این گزارش،در این برنامه، ابتدا فیلم که ۱۳۰ دقیقه مدت داشت به نمایش درآمد و سپس، «اکبر عالمی»؛ استاد دانشگاه و پژوهشگر سینما و «مسعود طاهری»؛ نویسنده، تهیه کننده و کارگردان اثر، برای حاضران سخن گفتند.
در ادامه مسعود طاهری اظهار داشت: جرقه نخستینِ فیلم به ۲۰ سال پیش و کلاس های مجتبی بشردوست در دانشگاه برمی گردد و این علاقه به مرور قوت گرفت. ایزوتسو ازجمله اندیشمندان و محققانی است که به ایران، از بیرون، بیطرفانه نگاه می کنند و ما هرقدر هم متخصص داشته باشیم اما به روایت خارجی و نگاه بیرونی و به اصطلاح سینمایی‌ها لانگ‌شات برای پژوهش های فرهنگی‌مان نیاز داریم. نکته دیگر آنکه ایزوتسو بر خلاف اغلب اسلام شناسان، شخصیت بی حبّ و بغضی داشت زیرا اسلام را در مسیر سنت علمی مسلمانان فهم کرد. اما در این میان، قدر ایزوتسو دانسته نشده و انگار که قرار بر این بوده که دانسته نشود و صدایش شنیده نشود، حتی در سرزمین مادری اش. از این جهت، شخصیت غریبی به حساب می آید. با این حال ایزوتسو، شخصیتی ذوابعاد است و بر خلاف یک ژاپنی که فقط در یک رشته تخصص دارد، هم اسلام‌شناس است و هم زبان‌شناس، هم فلسفه می داند و هم بر هنر احاطه دارد و البته بر مطالعات تطبیقی ادیان تسلط دارد.
او در ادامه گفت: «شرقی»، در این اثر، ممکن است با برخورد انقباضی جامعه سینمایی مواجه شوم اما ترجیح دادم تا حقیقت گفته شود. بدر این اثر، قصد تراجم‌الرجال ساختن نداشتم. هدف آن بود تا فلسفه شرقی یا آسیایی او برجسته شود. با این حال، شخصیت ایزوتسو به گونه ای است که فیلم مستند او به هر شکلی و شیوه ای ساخته شود باز هم قابل ایراد خواهد بود و باید اعتراف کنم که این فیلم در محافظه‌کارانه ترین حالت خود ساخته شد.
کارگردان مستند پرتره ایزوتسو خاطرنشان ساخت: این فیم محصول ۴ سال تلاش و ۱۴۳ هزار کیلومتر سفر است که در سه ورژنِ فارسی، انگلیسی و ژاپنی نهایی شده است اما ایزوتسو برای من تمام نشده و همین روزها شنیدم کسی در ژاپن، ادعاهای تازه ای را درباره او مطرح کرده است؛ گویی روح توشیهیکو ایزوتسو نمی خواهد مرا رها کند!
همچنین، در بخش هایی از این نشست، «مسعود مسجدی»؛ فیلمبردار و «پوریا هاشمی»؛ تدوینگر اثر هم کوتاه صحبت کردند.

 

  • ۱۹ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو سینما | اخبار | پیام تبریک مدیرعامل موزه سینما به مناسبت روز خبرنگار؛

توسعه سینمای اندیشمند ایران، با یاری خبرنگاران امکان‌پذیر است
علیرضا قاسم‌خان در پیامی روز خبرنگار را به اصحاب رسانه تبریک گفت.
به گزارش روابط عمومی موزه سینمای ایران، علیرضا قاسم‌خان مدیرعامل موزه سینما در پیامی ۱۷ مردادماه؛ روز خبرنگار را به اصحاب رسانه، صمیمانه تبریک گفت.
در این پیام آمده است: 
قدردان زحمات همه خبرنگاران و منتقدانی هستیم که با قلم خود، تلاش‌های بزرگ و ارزشمندی را برای ثبت و حفظ تاریخ سینمای ایران رقم زده‌اند.
سینمای ایران بی‌شک در طول بیش از یک صد سال حیات خویش، خبرنگاران و منتقدان بزرگی را همراه خود داشته‌است که اکنون رجوع به مقالات و اخبار آنان در سینمای ایران، راهگشای محققان و اندیشمندان است. از این رو، گسترش و توسعه این سینمای اندیشمند با یاری شما خبرنگاران آگاه، امکان‌پذیر است.
موزه سینمای ایران؛ ۱۷ مرداد روز خبرنگار را به همه همراهان و دوستان خبرنگار خود، صمیمانه تبریک می‌گوید.
برقرار باشید و سرافراز.

 

  • ۱۹ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو سینما | اخبار | «کاتیوشا» میلیاردی شد / رتبه دوم جدول فروش هفتگی به «کاتیوشا» رسید

 

فیلم سینمایی «کاتیوشا» ساخته علی عطشانی در دومین هفته فروش در جایگاه دوم جدول فروش هفتگی فیلم‌های سینمایی قرار گرفت. 
به گزارش مشاور رسانه‌ای بیتا فیلم، فیلم سینمایی «کاتیوشا» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علی عطشانی طی دو هفته اکران در تهران و شهرستان‌ها و با احتساب فروش فیلم در شهرهای مختلف به فروش بیش از یک میلیارد تومان رسیده و جایگاه دوم جدول فروش هفتگی فیلم‌های سینمایی را به خود اختصاص داده است.
موسسه پخش فیلم «رسانه فیلمسازان» به مدیریت حبیب اسماعیلی پخش «کاتیوشا» را در سرگروه زندگی بر عهده دارد.
فیلمنامه «کاتیوشا» را مهدی علی میرزایی و علی عطشانی بر اساس طرحی از مهراب قاسم‌خانی نوشته‌اند و کریم خودسیانی نویسنده نسخه نهایی فیلمنامه بوده است.
هادی حجازی‌فر، احمد مهران‌فر، لیلا اوتادی، میترا حجار، ارژنگ امیرفضلی، بیژن بنفشه‌خواه، نیما شاهرخ‌شاهی، قاسم زارع، خشایار راد، میترا دهقانی، مریم سعیدی، امید منصورفلاح، رادمهر روحانی، سحر خزائیلی، آیلار توکل، پرهام کریمی، داریوش آقایی، علی محمودی، فاطمه مرتاضی، بیتا عطشانی، غزل یگانگی، المیرا صادق‌پور و آرتین حیدری بازیگران «کاتیوشا» هستند.
در خلاصه قصه کمدی «کاتیوشا» آمده است: «من اگه بخوام توی زندگیم موفق باشم حتما نباید اونجوری به زندگی نگاه کنم که تو نگاه می‌کنی».
فهرست کامل عوامل این فیلم عبارتند از: تهیه‌کننده و کارگردان: علی عطشانی، مجری طرح و مدیر تولید: علیرضا یگانگی، جانشین تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار: احمد شیرازی مهر،  نویسنده فیلمنامه: مهدی علی‌میرزایی و علی عطشانی براساس طرحی از: محراب قاسمخانی، نویسنده نسخه نهایی: کریم خودسیانی، مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، دستیار یک فیلمبردار: مهدی حسینی، دستیاران: محسن دبیریان، امیر حسین صدرایی و حسین شباهنگ، صدابردار: محمد شاهوردی، دستیار صدابردار: میلاد شالی، تدوین: علی عطشانی، تیتراژ و تروکاژ: محمد تیموری، استودیو تدوین: بیتا فیلم، برنامه‌ریز: عاطفه باقری، مشاور تهیه‌کننده: ایمان ادیب، سعید پاکستانی، حسام بابایی، دستیار تولید: علیرضا یارمحمدی، دستیار یک کارگردان: سیامک مردانه، دستیاران: سینا بیگی و محمد تیموری، طراح چهره‌پردازی: امید گلزاده، چهره‌پرداز: فرزانه زردشت و مهدی صیاد، دستیار چهره‌پرداز: سهراب اندامی، طراح صحنه و لباس: آبتین برقی، دستیار یک صحنه و لباس: جواد بهبودی، مدیر صحنه: علی صدری، دستیار لباس: فاطمه احمدی، اتالوناژ و تروکاژ: علی تصدیقی، طراحی و ترکیب صدا: سید محمود موسوی نژاد، موسیقی: مهدی کلانتری، مدیر پخش بین‌الملل: امیدچوگانی، مدیر مالی: علی باغانی، منشی صحنه: گل گوشان، مشاور رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی بیتا فیلم: مریم قربانی‌نیا، مشاور حقوقی: سید امین شجاعی، عکاس: پیمان گرزم، تصویربردار پشت صحنه: ساسان حقانی، مدیر تدارکات: سعید دلاوری، دستیار تدارکات: ایرج آقاسی، دستیار: علی ساسانی، همیار تدارکات: حمید نصرآبادی، حمل و نقل: سعید حبیبی، خسرو امیری، امیر جهانبخش، حسن نوری، محمد محمودی، محمد علیزاده، مرتضی شکری، علی صادقی، تهیه شده در بیتا فیلم تهران، پخش بین‌الملل: American Brightlight Film Productions..

  • ۱۹ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو تئاتر | اخبار | آنکه می‌نویسد داناست

نادر برهانی مرند طی پیامی روز خبرنگار را به اهالی رسانه تبریک گفت.

به گزارش فور مای لاو به نقل از روابط عمومی جشنواره بین المللی تئاتر فجر، دبیر سی و هفتمین جشنواره‌ی بین المللی تئاتر فجر در پیام خود به مناسبت روز خبرنگار نوشت:
….و فرمود: «سوگند بر قلم و آنچه می نویسد.»
 آن که می نویسد داناست ودانایی رنج است.اهل رسانه در رنج مدامند زیرا مسئول دانایی مردمان نیز هستند. همین رنج  مضاعف شان، قدسی نوشتن است.
قلم‌هاتان پرنور.
روز خبرنگار خجسته.
نادر برهانی مرند

گفتنی است سی و هفتمین جشنواره بین الملللی تئاتر فجر با دبیری نادربرهانی مرند، از ۲۲ بهمن لغایت ۴ اسفند ماه ۹۷ برگزار خواهد شد.

  • ۱۹ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو عمومی | اخبار | تبریک روابط عمومی بنیاد رودکی به مناسبت روز خبرنگار

آگاهی، چراغ است‌‌‌؛ بی روشنایی، بی فانوس و چراغ، پیموندن راه، ما را، جامعه را به بیراهه می‌برد.
روزنامه نگاران، خبرنگاران، چراغ به دست، راهنمای راه هستند.
اگر بپذیریم که فرهنگ زیر بنای ساخت اجتماعی است، که بی شک چنین است، نقش و جایگاهی که اطلاع رسانی و آگاهی دهی در این حوزه دارد حساس تر است.
اصحاب محترم رسانه در حوزه فرهنگ و هنر، قلمتان مانا. دست هایتان در ایفای این رسالت ویژه، پر توان باد.

  • ۱۹ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

هر خانواده، یک فرهنگنامه کودکان و نوجوانان

  • ۱۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو تئاتر | اخبار | «آنشرلی با موهای خیلی قرمز» به دلیل استقبال چشمگیر تماشاگران تمدید شد

به گزارش فور مای لاو به نقل از روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، نمایش «آن شرلی با موهای خیلی قرمز» به کارگردانی امیربهاور دهکردی به دلیل استقبال چشمگیر تماشاگران به مدت ۶ شب دیگر تمدید شد. اجرای این نمایش که محصول تلاش جمعی از دانشجویان دانشگاه شهرکرد است، تا روز پنج شنبه، ۲۵ مرداد ماه ادامه خواهد داشت.

گفتنی ست در نمایش «آن شرلی با موهای خیلی قرمز» سید مهدی حسام الذاکرین، آرزو عبدالهی، مائده رفیعی و مهرداد حبیبیان به ایفای نقش می پردازند.
همچنین قابل ذکر است این نمایش درباره ی خواهر و برادری به اسم ماریلا و متیو است که تصمیم می گیرند پسر بچه ای را به فرزندی قبول کنند، اما به‌جای آن پسر بچه، دختر بچه ای به اسم آنشرلی وارد خانه شان می شود و…
قابل ذکر است این نمایش پیش از این از دانشگاه شهرکرد در بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی شرکت و به عنوان یکی از آثار برگزیده برای اجرای عمومی معرفی شده بود.

علاقه‌مندان می توانند برای دیدن نمایش «آن شرلی با موهای خیلی قرمز» که تا ۲۵ مرداد ماه هر روز – به جز شنبه‌ها- ساعت ۱۹ به صحنه می‌رود، می‌توانند به مرکز تئاتر مولوی دانشگاه تهران به آدرس خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، جنب باشگاه دانشجویان، مرکز تئاتر مولوی مراجعه کنند.

  • ۱۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو تئاتر | اخبار | تنها کسی‌که به تئاتر تبدیل شد

روزنامه شرق:
شماره ۳۲۰۱۵- چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷- صفحه‌ی ۱۰.

نمایش‌نامه «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» که این روزها در تالار چهارسو، به کارگردانی روح‌الله جعفری روی صحنه رفته است، اثری «روان‌کاوانه» است. فرم و بستر کنش در اثر، برآمده از فرایند واکاوی ذهنی پیچیده است. ما به‌عنوان تماشاگر، مانند روان‌کاو توان یافته‌ایم تا وارد فضای ذهنی شخصیت مرکزی این نمایش؛ یعنی وسوالود میرهولد، کارگردان شهیر و بی‌بدیل تاریخ تئاتر روسیه و جهان، شویم؛ مردی با تخیلاتی نوگرا و دریافتی نوین از انسان که واپس‌گرایی جمعی- نهادی انقلاب پس از تثبیت، با ترس‌های دیگرآزارانه‌اش، تاب انقلاب پرطراوت فردی او را نداشت. به همین دلیل هم هنرمند انقلابی را که خود – ملهم از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷- واضع «تئاتر اکتبر» بود (و برای همین نوع تئاتر از استانیسلاوسکی جدا شد) در زندان حفظ انقلاب و ارزش‌های پرولتری مدفون کرد.
 همان‌طور که اشاره شد، ساختار نمایش‌نامه ماتئی ویسنی‌یک روان‌کاوانه و ذهنی است، اما آنچه درون این ذهن را پیچیده و بیمار کرده و سلسله‌ای از گفت‌وگوهای وسواس‌گونه را میان میرهولد و شخصیت‌های حاضر در ذهنش خلق کرده، چیزی جز «سیاست» نیست. میرهولد به مانند دوست و همکار/ هم‌رزم خود، مایاکوفسکی، درک نمی‌کرد که چرا انقلاب از لحظه تثبیت برای «فرمانده»، چیزی جز محافظه‌کاری و گذشته‌گرایی نبود. مایاکوفسکی معتقد بود «این آتشفشانی که انقلاب اکتبر با خود به همراه آورده بود، اشکال نوینی از هنر را طلب می‌کرد»، اما سیاست عام انقلاب، نزد سیاست‌گذاران اصلی، دقیقا جلوی همین «اشکال نوین» ایستاد. لنین پس از نگرانی از ظهور هنر و تئاتری سراسر نو و انقلابی که داشت، با پشتوانه فوتوریست‌ها و کنستراکتیویست‌ها، در تئاتر به دست امثال مایاکوفسکی و میرهولد قوام پیدا می‌کرد، در کنگره جوانان آشکارا مواضعی محافظه‌کارانه گرفت و گفت: «مارکسیزم اهمیت تاریخی خود را (…) ازاین‌روی کسب نموده که هرگز پیشرفت‌های ارزشمند دوران بورژوازی را رد نکرده». او همچنین به یکی از کمونیست‌های آلمان، کلاراستکین، گفت: «ما باید هرچه را که زیباست نگاه داشته و الگو قرار دهیم، گرچه کهنه و قدیمی باشد».این تأکید میان‌مایه و محافظه‌کار بر «زیبایی کهنه» شاید تراژدی انقلاب بود برای امثال مایاکوفسکی و میرهولد. مواضع لنین که در ابتدا نسبت به هنر متواضعانه‌تر بود و برای آزادی فردی و حتی اقلیت‌گرایی هنرمندان ارزشی اصولی قائل بود، حال با رشد هنرمندان و سربرآوردن تئاتری گسترش‌یافته که نظریه‌های انقلابی ویژه و متمایزی را به هنر تزریق می‌کرد، تندتر و تندتر شد تا جایی که این پدر انقلابی نتوانست آن تمایز هنر و سیاست‌گذاری عمومی در انقلاب را که ابتدا به آن اعتقاد داشت ادامه دهد، بنابراین با گفته‌های خود به‌عنوان کسی که از یک رهبر انقلابی به رهبری نهادی بدل شده بود، انقلاب هنری طبقه کارگر را با نهاد انقلابی مقید کرد. هرچند که بعدتر نهاد انقلابی و ارتباطات درونی آن، لنین را هم بلعید و در هاضمه استبداد استالینیستی نابودش کرد. اینجا تمایز هنرمند به‌مثابه انقلابی و سیاست‌مدار به مثابه انقلابی آشکار می‌شود. درحالی‌که نهاد انقلابی سیاست به واقعیت و اصالت مألوف تاریخ هنر بیشتر وفادار می‌شد، هنرمندان انقلابی سعی می‌کردند هنر را وارد حوزه‌هایی از اثرگذاری اجتماعی کنند که مطلوب سیاست نبود و از قضا به آن بُعدی غیرعوام‌گرایانه می‌داد و همین آغاز ورود سیاست تمامیت‌خواه در عرصه تئاتر بود؛ تمامیت‌خواهی خاصی که درون ذهن هنرمند نفوذ می‌کرد و تخیل او را به انقیاد درمی‌آورد. این لحظه تسخیر ذهن هنرمند به وسیله سیاست و تبدیل هنرمند به یک خودویرانگر یا خودسانسورگر با گفت‌وگوهایی وسواس‌گونه که او را برای بقا به جنگ با خود می‌برد، لحظه‌ای است که نمایش‌نامه «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» در آن رخ می‌دهد؛ لحظه‌ای که شکوفایی رؤیایی دهه ۱۹۲۰ روسیه را که در تاریخ تئاتر مانند یک افسانه بود و در آن تئاتری گاه بزرگ‌تر از دیونوسیای یونان باستان در حضور مردم و در گوشه‌گوشه شهرها رخ می‌داد را به یک ابزار ایدئولوژیک مخرب و حقیر بدل کرد که هنرمند را برای تربیت محافظه‌کار و میان‌مایه توده به‌جای پرورش «تئاتر توده» سرکوب و معدوم می‌کرد.
روح‌الله جعفری در دراماتورژی و کارگردانی این نمایش‌نامه نیز تلاش کرده همین لحظه را، لحظه جنگ مذبوحانه هنرمند با خود را عینیت ببخشد. کارگردان تلاش کرده صحنه‌اش را به نحوی بچیند که ما به‌عنوان تماشاگر در کنار همه شخصیت‌های خیالی‌شده در ذهن میرهولد، درون ذهن این کارگردان روسی نابغه بنشینیم و افول و ازهم‌پاشیدگی هنرمند را درست مثل جوهره متن، از درون بنگریم.
صحنه در نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» تبدیل به ذهن میرهولد شده است و ما نیز در چینشی که در تالار چهارسو ترتیب داده شده، کنار این ذهن و آدم‌های پرشمارش قرار می‌گیریم، درحالی‌که جایگاه تماشاگران در سمتی دیگر و پس از جایگاه سوفلور خالی است. میرهولد در این میان تنها کسی است که تبدیل به تئاتر خود شده است. او تنها کسی است که بر مبنای اصول خودش؛ یعنی تئاتر بیومکانیک حرکت می‌کند و تلاش شده بدن و صورتش تبدیل به تجسمی از این نوع تئاتر شود، البته ریچارد رفیق/ دشمن و شخصیت اصلی ذهن میرهولد وجه دیگری از تئاتر انقلابی موردنظر میرهولد را نمایندگی می‌کند. میرهولد در تئاتر بیومکانیک ابزار و لباس را از بازیگر می‌گیرد و بدن خود او را به ابزاری بدل می‌کند که اصل ارتباط ماشین، کارگر و خلاصه فرایند تولید را بازنمایی کند. در نمایش‌نامه «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود»، آنچه در دگردیسی شخصیت ریچارد اهمیت دارد، همین واقعی‌شدن ریچارد در دستگاه ذهنی میرهولد است؛ تبدیل‌شدنش به آن چیزی که خود میرهولد شر خالص یا مستقیم می‌خواند؛ شری که خود را مانند «فرمانده» در ظاهری متصنع نپوشانده و به شکلی پنهان و خزنده، ذهن هنرمند را مسموم و سپس پوک نمی‌کند، بلکه این هنرمند است که می‌تواند از درون صراحت شخصیت شکسپیر، شر را به شکلی واضح و بیان‌پذیر بدون پیچیدگی‌های روانی و سرکوبگر درک کند؛ شری که قیام علیه آن ممکن است، درحالی‌که قیام علیه شر پنهان؛ شری که در ذهن حاضر می‌شود جز از راه قیام علیه خود ممکن نیست و همین مسئله از شخصیت انقلابی و عصیانگر میرهولد در نمایش‌نامه ویسنی‌یک و تجسم استیلیزه و بیان‌گرایانه جعفری از آن، شخصیتی ضعیف و خودویرانگر ساخته است.

  • ۱۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو تئاتر | اخبار | خودسانسوری به‌مثابه عقیم‌شدن اندیشه است

روزنامه شرق:
شماره ۳۲۰۱۵- چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷

رضا آشفته: روح‌الله جعفری، استادیار دانشگاه، کارگردان تئاتر، منتقد و پژوهشگر و سرپرست گروه تئاتر گیتی است که در به‌صحنه‌آوردن آثار نمایش‌نامه‌نویس رومانیایی‌تبارِ فرانسوی، ماتئی ویسنی‌یک شهره است. جعفری از این نویسنده، نمایش‌نامه‌های «اسب‌های پشت پنجره»، «تماشاچی محکوم به اعدام» و «من چه‌جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» را در سالن‌های سایه و چهارسوی مجموعه تئاتر شهر اجرا کرده است. او این‌بار نمایش «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود»، نوشته ماتئی ویسنی‌یک با ترجمه اصغر نوری را با دراماتورژی و کارگردانی خودش در تالار چهارسو به صحنه برده است. این روایت برهه‌ای از زندگی کارگردانی (میرهولد) است که در روسیه اجازه‌ اجرای نمایش به او داده نمی‌شود. به این بهانه با جعفری گفت‌وگو کرده‌ایم.

 شما حدود ۱۰ سال است که در گروه تئاتر گیتی، آثار ماتئی ویسنی‌یک را کار می‌کنید. با توجه به شرایط روز جامعه، چرا برای اجرای جدید خود، باز هم به‌سراغ نمایش‌نامه‌ای دیگر از این نویسنده رفتید؟
ماتئی ویسنی‌یک در سال ۱۹۵۶ میلادی در رومانی به دنیا آمده و رشته‌ تحصیلی‌اش تاریخ و فلسفه است. ویسنی‌یک عاشق ادبیات است و پس از چندی که اولین مجموعه ‌اشعارش به چاپ می‌رسد، به نمایش‌نامه‌نویسی روی می‌آورد، اما رژیم کمونیستی رومانی تمام‌‌ آثار نمایشی‌اش را توقیف می‌کند و مجبور می‌شود که به فرانسه کوچ کند. او مهم‌ترین نمایش‌نامه‌نویس رومانی به حساب می‌آید و به‌عنوان مبارز فرهنگی ایمان دارد که تئاتر و شعر می‌توانند شست‌وشوی مغزی را افشا کنند. آثار این نمایش‌نامه‌نویس جهان‌شمول است. او روی مفاهیمی کار می‌کند که کاملا به‌روز است و کهنه و نخ‌نما نیست. برای او کشف و شهود مخاطب از آنچه در اختیارش قرار می‌دهد، مهم است و این مهم‌بودن به‌صورت شعاری و کلیشه‌ای نیست. او در هر نمایش‌نامه‌ای که می‌نویسد، مخاطب را شگفت‌زده می‌کند. او جهانی را برای مخاطب شکل می‌دهد که محور در آن انسان است و برای تجزیه‌وتحلیل‌کردن آنچه خلق می‌کند، گرفتار سیاهی و سفیدی نمی‌شود. او خالق کاراکترها و تیپ‌هایی در آثارش است که خاکستری و البته چندوجهی هستند و این نشان از هوشمندی او دارد که به‌صورت تک‌بُعدی نمی‌اندیشد و نمی‌نویسد. بنابراین مخاطب در مواجهه با آثار او گرفتار نخوت و سستی نمی‌شود. برای من به‌عنوان یک هنرمند که دغدغه پرداختن به هنر نمایش را دارد، مهم است که چه نمایشی را، آن‌هم در چه برهه‌ای از زمان، اجرا ‌کنم و در آن نمایش، چه به مخاطب ارائه ‌‌دهم. یکی از شاخص‌های هنر نمایش، پرداختن به نقد قدرت و سیاست است. در آثار این نویسنده، نقد قدرت و سیاست وجود دارد. این یکی از ویژگی‌های این نویسنده است که در آثار نمایشی خود، بدون آنکه در دام شعارزدگی فروافتد، این کار را صریح و بدون لکنت انجام می‌دهد. آثار این نویسنده این قابلیت را دارند که در دوره‌های مختلف زمانی اجرا شوند و گروه تئاتر گیتی حدود ۱۰ سال است که این کار را انجام می‌دهد. گروه تئاتر گیتی در سال‌های ۸۸ و ۸۹ که شرایط اجتماعی جامعه به‌گونه‌ای دیگر بود، باز هم نمایش‌نامه‌هایی از این نویسنده را در مجموعه تئاتر شهر، همانند این برهه از زمان که در حال طی طریق‌کردن در آن هستیم، روی صحنه داشت. این‌ هم‌زمانی در دوره‌های مختلف و عجین‌شدن آن با شرایط روز جامعه‌ای که قصد زیست مسالمت‌آمیز در آن را داریم و تلاش می‌کنیم که فرهنگ برقراری دیالوگ را در سطوح مختلف آن نهادینه کنیم، نشان‌دهنده این موضوع است که زبان آثار این نمایش‌نامه‌نویس برای مخاطب، فارغ از نژاد، ملیت و… قابل فهم و درک است.

مترجم نمایش‌نامه «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» آن را در سال ۹۵ اجرا کرد. شما چرا این نمایش‌نامه را برای اجرا در سال ۹۷ انتخاب کردید؟
نویسنده در این نمایش‌نامه به شکل ظریفی به نقد قدرت می‌پردازد و چون جای خالی اجرای درست «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» در صحنه نمایش، حس می‌شد، تصمیم به اجرای آن گرفتم. در این نمایش، علاوه‌بر نقد قدرت، اندیشه ماکیاولی نیز مورد نقد قرار می‌گیرد. نویسنده این نقد را در قالب نمایشی جذاب و نفس‌گیر به مخاطب منتقل می‌کند. در این نمایش، میرهولد از جانش می‌گذرد تا هنرمندی مستقل باقی بماند. او تن به خودفروختگی نمی‌دهد. کمیسیون‌های مختلف سانسور و … ، او را آن‌قدر زیر فشار و شکنجه قرار می‌دهند تا مطیع شود، ولی او مقاومت می‌کند. این مقاومت‌کردن تاوان دارد و او با ازدست‌دادن جانش، این تاوان را می‌دهد. در این نمایش، میرهولد علاوه‌بر رویاروشدن با عوامل دولتی، با کاراکتر ریچاردی هم که خود در ذهنش به آن جان داده و قصد عینی‌کردن آن را در صحنه دارد، درگیر می‌شود، زیرا نمی‌خواهد تن به کلیشه‌های مرسوم بدهد.

آیا در اجرائی که شما از این نمایش‌نامه دارید، می‌توان به شناخت درستی از میرهولد، کارگردان نامدار روسیه، رسید؟
جواب این سؤال را باید شما بدهید. باید دید مخاطب چه برداشتی از میرهولد در این نمایش دارد و چه‌ چیزی از نمایش دریافت می‌کند.

شما چه جوابی برای این سؤال دارید؟
اندیشه و سبک کاری میرهولد با آنکه او بیش از ۷۸ سال است که دیگر در این جهان نیست، اما همچنان در بهترین گروه‌های تئاتری دنیا و در بین هنرمندان طراز اول در حال تکثیرشدن است. ماتئی ویسنی‌یک برای انتقال اندیشه‌اش، از حضور میرهولد به بهترین شکل ممکن در نمایش‌نامه «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» استفاده کرده تا هم ادای دینی به او داشته باشد و هم به این سؤال تاریخی جواب بدهد که چرا او در زمان حیاتش، نتوانسته نمایش‌نامه «ریچارد سوم» را اجرا کند. من برای اجرای این نمایش، نمایش‌نامه را دراماتورژی کردم و در دراماتورژی انجام‌شده به اندیشه نویسنده پایبند بودم. در این مدت با توجه به بازخوردهای مثبتی که از اهالی قلم و اندیشه، خانواده فرهنگ و هنر و همچنین مخاطبانی که این نمایش را برای تماشا انتخاب کردند، دریافت کردم، می‌توانم بگویم که مخاطب با شخصیت میرهولد و آنچه بر او می‌گذرد، هم‌ذات‌پنداری می‌کند.

محدودیت و سانسور دو محور اساسی در فضاسازی این نمایش است. چقدر پرداختن به این موارد، با توجه به برهه‌هایی که پیش‌رو داشته‌ایم، از دغدغه‌های خود شما می‌تواند باشد‌؟
با مطالعه و غور و تفحص در تاریخ هنر نمایش در جهان، به نمونه‌های بی‌شماری می‌توان برخورد که هنرمندان به‌دلیل فکر، اندیشه و کار خلاقه‌شان که در تضاد با دولت‌های تمامیت‌خواه بوده، مورد سانسور و مجازات قرار گرفته‌اند و با آنها برخوردهای قهرآمیز یا حذف‌آمیزی شده است. «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» یکی از نمایش‌نامه‌های مهم زمان معاصر است که نویسنده در آن به مسئله سانسور و محدودیت، نگاهی اگزجره‌شده نداشته و توانسته تصویری روشن و واقعی از برخوردها را همچون استالین در روسیه، با هنرمند به مخاطب ارائه دهد. پرداختن به این موضوع برای هر هنرمند دغدغه‌مندی که به اندیشه و اندیشیدن بها می‌دهد و حاضر نیست که تن به هنر میان‌مایه بدهد و در مسیر ابتذال گام بردارد، جذاب است و برای من نیز ‌چنین بوده است. در این سال‌هایی که کار می‌کنم، نمایش‌هایی بوده که آنها را تمرین کردم و آماده برای اجرا بودند، اما به دلیل اِعمال قانون نانوشته از سوی کسانی که قانون را تفسیر به رأی خود می‌کنند، این آثار رنگ صحنه را به خود ندیدند و در مقاطعی نیز جلوی حرکت‌کردن من و گروه گرفته شد. دولت نباید از فکر و اندیشه هنرمند و اجرای کار خلاقه او واهمه‌ای داشته باشد و نباید برای همسوکردن هنرمند با خود، رو به سانسور و محدودیت بیاورد. هنرمند اگر از سانسور و محدودیت، هراسی به دل داشته باشد، ترس بر او مستولی می‌شود و تن به خودسانسوری می‌هد. خودسانسوری برای هنرمند به‌مثابه عقیم‌شدن اندیشه و هنر خلاقه‌اش است.

برای بیان وضعیت سانسور و محدودیت در شوروی، نقش رئیس کیسیون را به بازیگری سپرده‌اید که همچون پدر و مادر، حضور آنها در نمایش، حالت نمادین پیدا کرده و تأویل‌های زیادی را به ذهن متبادر می‌کند. چرا برای پرداختن به همه نقش‌ها، البته به‌جز میرهولد و ریچارد، چنین انتخاب‌هایی نکردید؟
در این نمایش، از عوامل دولتی گرفته تا نزدیک‌ترین افراد به میرهولد، همچون پدر، مادر، همسر، فرزند تازه به‌دنیاآمده‌اش و… قصد دارند که او را از آنچه به آن می‌اندیشد، باز دارند و به او تحمیل کنند که همان‌گونه که دولت فکر می‌کند، فکر کند و آن‌گونه که دولت می‌خواهد، عمل کند. برای نشان‌دادن طیف‌های مختلف از جامعه‌ای که ویسنی‌یک آن را در «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» به تصویر درآورده، نیاز به تنوع و تکثر کاراکترها و تیپولوژی‌های مختلف داشتم که بتوانم اندیشه او را در این‌خصوص به بهترین شکل ممکن در کار لحاظ کنم. از همان روزی که برای اولین‌بار این نمایش‌نامه را خواندم، چنین چینشی از تصاویر فیزیکال کاراکترها و تیپ‌ها به ذهنم خطور کرد. هرچه مصمم‌تر برای اجرای این نمایش شدم، به استفاده از این ترکیب که در شکل فیزیکال آن و در هیبت بازیگران، لحاظ شده و دیده می‌شود، نزدیک‌تر شدم. این ترکیب، ترکیب درست و ایده‌آلی برای جان‌دادن به شخصیت‌ها و تیپ‌هایی است که در نمایش، آنها دست به انواع و اقسام فشارها، سانسورها و رفتار فیزیکال خشن برای مطیع‌کردن و به‌زبانی دیگر، عقیم‌کردن اندیشه میرهولد می‌زنند و وقتی او تن به خواسته آنها نمی‌دهد، از او ناامید می‌شوند و او را از پای درمی‌آورند. در کشته‌شدن او همه این کاراکترها و تیپ‌ها نقش دارند. تصویر این کاراکترها و تیپ‌های مختلف، هم می‌تواند نشانی از شکل واقعی باشند و هم می‌توانند در ذهن میرهولد این‌چنین قوام گرفته باشند. در این نمایش، مخاطب با یک کابوس روبه‌رو می‌شود که این کابوس می‌تواند تداعی‌کننده هر لحظه از زندگی انسان معاصر باشد؛ انسانی که قصد آزاداندیشیدن را دارد، ولی به انحای گوناگون جلوی آزاداندیشی او گرفته می‌شود.

مبنای گزینش بازیگران در این نمایش چه بوده است؟
برای شکل‌گرفتن این نمایش، نیاز به بازیگرانی داشتم که بتوانند از پس تمرین‌های منظم و فشرده، آن‌هم به مدت دو ماه و روزی بیش از شش ساعت برآیند. در این جنس از نمایش، بازیگر اگر درگیر طول نقش باشد، شانسی برای حضور در کار نخواهد داشت.
اهمیت حضور و نقش‌آفرینی بازیگران در این نمایش، به‌صورت کمّی ارزیابی نمی‌شود، بلکه به‌لحاظ کیفی است که باید مورد سنجش و ارزیابی قرار بگیرد که آیا از عهده نقشی که به آنها سپرده شده، برآمده‌اند یا خیر. اگر بازیگر با تصویر کلیشه‌شده‌ای از بازیگری در این جنس از نمایش حضور به‌عمل رساند، نمی‌تواند مفید واقع شود، چون مبنای بازی‌کردن در نقش‌ها و تیپ‌های مختلف آن، ویران‌کردن قواعد و کلیشه‌های رایجی است که بازیگر باید راه و روش برخوردکردن با آن را بلد باشد.

  • ۱۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست

فور مای لاو موسیقی | عکس‌ها | گزارش تصویری فور مای لاو از تمرین اپرای حلاج، کنسرت پرواز همای و گروه مستان / عکاس: پریچهر ژیان



فور مای لاو موسیقی | عکس‌ها | گزارش تصویری فور مای لاو از تمرین اپرای حلاج، کنسرت پرواز همای و گروه مستان / عکاس: پریچهر ژیان














فور مای لاو موسیقی | عکس‌ها | گزارش تصویری فور مای لاو از تمرین اپرای حلاج، کنسرت پرواز همای و گروه مستان / عکاس: پریچهر ژیان

S1 : 15:32:04


  • ۱۸ام مرداد ۱۳۹۷
  • فان

ادامه‌ی پست